ذبيح الله صفا
644
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
آنجا كه تو حاضرى ازينهام چه سود * و آنجا كه تو غايبى باينهام چه كار * بس بند كه بر مشكل خود مىبينم * وز خويش برون منزل خود مىبينم من عشق نمىشناسم الا امروز * شور عجبى در دل خود مىبينم * هرگاه كه دل بوصل شادان كرديم * ديديم كه خاطرت پريشان كرديم ناچار شديم و خو بهجران كرديم * بر خود دشوار و بر تو آسان كرديم * اى گل نظرى بعندليبان نكنى * مى در كف و ياد بىنصيبان نكنى ناكامى و غربت نكشيدى هرگز * آنست كه پرواى غريبان نكنى * باز آى كه با سوز و گدازم بينى * بيدارى شبهاى درازم بينى نىنى غلطم كه خود فراق تو مرا * كى زنده گذارد كه تو بازم بينى 3 - نصيبى گيلانى « 1 » بابا نصيبى گيلانى از شاعران نيمهء نخستين از سدهء دهم هجريست .
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تحفهء سامى ، تهران 1314 ، ص 110 . * روز روشن ، تهران 1343 ص 821 - 823 . * فهرست كتابخانه ملى پاريس ، بلوشه ، ج 3 ، ص 350 . * آتشكدهء آذر ، تهران ، ص 858 - 860 . -